
در سوی دیگر جهان – مثل در تهران – سازمان امور مالیاتی کشور هنوز درگیر شناسایی صاحبان خانههای خالی در خیابان ولیعصر است. سامانه مؤدیان تازه پس از سالها نفس میکشد، «مالیات بر عایدی سرمایه» هنوز پس از ماهها کشوقوس به سرانجام نرسیده است، و فرار مالیاتی نه یک استثنا که یک قاعده در اقتصاد روزمره است.
حسرت این فاصله
اینجاست که آدم بیاختیار یک لحظه میایستد و به این فاصله اندیشه میکند. در حالی که دنیا دارد قوانین قرن بیست و دوم را برای یک اقتصاد فضایی ۱.۸ تریلیون دلاری مینویسد، ما هنوز درگیر اصول مالیاتی قرن چهاردهم هستیم. آنها درباره «حاکمیت بر مدارهای ایستا» و «مالیات بر درآمد در مریخ» تصمیم میگیرند. ما درباره «مالیات بر خانههای خالی» حرف میزنیم که باز هم اجرای درست آن آرزویی دستنیافتنی به نظر میرسد.
این فقط یک شکاف فناورانه نیست. این شکاف در «نظام فکری حاکمیت» است. آنها از همین حالا میاندیشند که اگر یک شهروند آمریکایی در ایستگاه فضایی چین کار کند، مالیاتش را کدام کشور بگیرد. ما هنوز نتوانستهایم مالیات بین استانهای خودمان را شفاف کنیم.
نتیجهگیری تلخ اما واقعی
گزارش اکونومیست درباره مالیات فضایی یک هشدار است، نه فقط برای ایران که برای همه کشورهای در حال توسعه. قوانین مالیاتی بینالمللی در حال تحول است. اگر امروز سر جای خود بنشینیم و فقط به مشکلات داخلی فکر کنیم، فردا وقتی منابع فضایی – که متعلق به «همه بشریت» است – تقسیم شود، سهمی برای ما باقی نخواهد ماند. همان طور که گزارش میگوید: «وسوسه تقسیم آسمانها و اجرام آسمانی غیرقابل مقاومت خواهد بود.»
حسرت این نیست که ما امروز موشک به مریخ نداریم. حسرت این است که حتی نظام مالیاتی زمینی خود را درست نتوانستهاییم پیاده کنیم، چه رسد به آن که روزی در تدوین قوانین مالیاتی فرازمینی حرفی برای گفتن داشته باشیم. و تا وقتی این فاصله پر نشود، در هر تقسیم جدیدی از منابع جهانی – چه روی زمین، چه در آسمان – باز هم تماشاگر خواهیم بود، نه بازیگر.
مطالب مرتبط

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

