
تهران – «چطوری تو چشمای تیمی که بهشون میگفتم «عاملان تغییر» نگاه کنم و بگم برید خونه؟»
این جمله را میلاد، مدیر مارکتینگ یکی از هلدینگهای تهران، ساعاتی پیش در شبکه اجتماعی ایکس نوشت. او ساعتی پیش از آن، ابلاغ تعدیل کل تیمش را دریافت کرده بود. همهشان. جز خودش.
انتخاب از میان ۶۰۰ رزومه
میلاد که به خاطر حفظ امنیت شغلی و خانوادگی نخواست نام کامل و نام هلدینگ را فاش کند، میگوید تیم فعلیاش را پس از اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ جذب کرده است. روزهایی که بازار کار تهران به هم ریخته بود و خیلی از شرکتها داشتند نیروهایشان را تعدیل میکردند.
«افراد بااستعدادی که از بین ۶۰۰ تا رزومه با وسواس انتخاب کرده بودم، امروز به ۵۰ روز قطعیِ اینترنت باختن.»
او میگوید تا روز قبل از ابلاغ، مقاومت کرده است. «کاملاً بیزنس رو درک میکنم اما خب این طرف هم چشم امید بچهها و خانوادههاشون رو دارم. از زمان جنگ که موضوع مطرح شد من مقاومت کردم و اونا هم پذیرفتن. دمشون گرم. ولی دیگه امروز واقعاً ناچار شدن دست به این اتفاق بزنن.»
قاتل خاموش
قطع ۵۰ روزه اینترنت از ۹ اسفند ۱۴۰۴، همزمان با حملات گسترده آمریکا و اسرائیل به تأسیسات نظامی و غیرنظامی ایران، حالا دیگر فراتر از یک اختلال فنی است. برای هزاران کسبوکار وابسته به ارتباطات آنلاین، این قطعی مترادف با مرگ تدریجی بوده است.
تیم میلاد اما زنده ماند. تا امروز.
تصویر بزرگتر: ۱۲ میلیون شغل در معرض خطر
روایت میلاد، تنها روایت یک مدیر شکستخورده نیست. این روایت، پنجرهای است به یک فاجعه ملی.
هادی کهلزاده، اقتصاددان و مقام سابق سازمان تأمین اجتماعی ایران، روز شنبه در گفتوگویی اعلام کرد که بین ۱۰ تا ۱۲ میلیون شغل، معادل نزدیک به نیمی از نیروی کار کشور، در معرض خطر مرخصی اجباری یا اخراج قرار دارند.
کهلزاده تأکید کرده است که در این شرایط، ما با «بیکاری» موقت روبرو نیستیم؛ بلکه با «نابودی شغل» روبرو هستیم. کارخانهای که بمباران شده، خط تولیدی که از کار افتاده، آژانس تبلیغاتی که ۵۰ روز نتوانسته قرارداد جدید ببندد – اینها دیگر شغلی برای بازگشت ندارند.
گزارشهای بینالمللی از اوایل فروردین ۱۴۰۵ حاکی از آن است که تا آن زمان، حدود دو میلیون نفر در ۴۰ روز نخست جنگ، شغل خود را از دست داده بودند. صنعت فولاد و پتروشیمی که مستقیماً هدف حملات هوایی قرار گرفتهاند، دهها هزار کارگر را به یکباره بیکار کردهاند. اما قتلگاه خاموشتر، بخش خدمات و اقتصاد دیجیتال است. جایی که برای کار کردن، فقط یک چیز لازم است: اینترنت.
پرسشی که بیپاسخ میماند
میلاد در پایان توییت خود مینویسد: «من تموم این بچههارو بعد اتفاقات ۱۸ دی جذب کردم. همه داشتن تعدیل میشدن، اوردمشون سرکار و هیچ حقی اجازه ندادم تا امروز ضایع بشه. این بخش هم دیگه زورم نرسید کارکنیم.»
او میگوید بیزنس را درک میکند. اما نمیداند وقتی فردا به دفتر برود، توی چشمهای همان «عاملان تغییر» چه بگوید
فقط این را میداند که حالا او هم یکی از هزاران مدیری شده که مقاومت کرد، اما زورش نرسید.
و ۱۲ میلیون نفر دیگر در سراسر ایران، هنوز نمیدانند کدام یک از آنها، فردا یا هفته بعد، همان جمله را از زبان مدیرشان خواهند شنید:«برید خونه.»
مطالب مرتبط


