شنبه 20 تير 1405 شمسی /7/11/2026 4:18:22 PM

یک روز، مادر خانواده دفترچه حساب را باز می‌کند. اجاره خانه را می‌نویسد، قبض‌ها را کنار می‌گذارد، هزینه مدرسه بچه‌ها را حساب می‌کند و بعد به سفره می‌رسد. چند دقیقه بعد، خودکار را روی میز می‌گذارد. دیگر چیزی برای جمع و تفریق نمانده است. مسئله این نیست که گوشت بخرد یا نخرد. مسئله این است که آیا می‌شود این ماه فقط با نان، پنیر و تخم‌مرغ دوام آورد؟
کار و زندگی در برزخ؛وقتی حتی نان هم از دسترس خارج می‌شود

سال‌ها این سه قلم، آخرین سنگر خانواده‌هایی بود که دخلشان به خرجشان نمی‌رسید. وقتی گوشت حذف می‌شد، مرغ جای آن را می‌گرفت. وقتی مرغ هم گران می‌شد، نوبت تخم‌مرغ می‌رسید. و اگر اوضاع بدتر می‌شد، نان و پنیر هنوز امیدی برای سیر کردن شکم بود.

حالا همان آخرین سنگر هم فرو ریخته است.
برآوردها نشان می‌دهد یک خانواده چهار نفره اگر تمام وعده‌های غذایی خود را فقط با نان، پنیر و تخم‌مرغ بگذراند، باید ماهانه حدود ۱۶ تا ۱۸ میلیون تومان هزینه کند؛ تقریبا معادل تمام حداقل حقوق یک کارگر در سال ۱۴۰۵. یعنی حقوق یک ماه، فقط برای زنده ماندن با ساده‌ترین غذاها خرج می‌شود؛ بدون اجاره خانه، بدون دارو، بدون کرایه رفت‌وآمد و بدون حتی یک کیلو میوه یا گوشت.
اما تصویر بزرگ‌تر، تکان‌دهنده‌تر است.
محاسبات دیگری که بر پایه هزینه‌های واقعی زندگی انجام شده، نشان می‌دهد حداقل هزینه یک خانوار چهار نفره در اردیبهشت ۱۴۰۵ به حدود ۱۶۳ میلیون تومان در ماه رسیده است. بیش از یک‌سوم این هزینه فقط صرف مسکن می‌شود و حدود ۴۳ میلیون تومان نیز برای تهیه حداقل خوراک مورد نیاز خانوار لازم است.
در مقابل، حداقل دستمزد کارگران تنها ۱۶ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان است؛ رقمی که حتی یک‌دهم هزینه برآوردشده زندگی را هم پوشش نمی‌دهد.
شکاف میان درآمد و هزینه دیگر فقط یک عدد اقتصادی نیست. این فاصله، خودش را در سفره‌ها نشان می‌دهد. در خانواده‌هایی که هر ماه فهرست خریدشان کوتاه‌تر می‌شود. در کودکانی که میوه کمتر می‌خورند. در پدر و مادری که وعده‌های غذایی خود را حذف می‌کنند تا سهم بچه‌ها کمتر نشود.
اقتصاد، گاهی خودش را در شاخص بورس یا قیمت دلار نشان می‌دهد، اما گاهی روایتش خیلی ساده‌تر است؛ در صف نانوایی، مقابل یخچال لبنیات یا پشت ماشین‌حساب یک خانواده.
روزی نه‌چندان دور، نان و پنیر نماد ساده‌زیستی بود. امروز همان نان و پنیر به کالایی تبدیل شده که تامین همیشگی آن برای بسیاری از خانواده‌ها دشوار شده است.
شاید تلخ‌ترین بخش ماجرا همین باشد؛ اینکه دیگر بحث بر سر حذف گوشت یا برنج از سفره نیست. پرسش اصلی این است که آیا حتی ساده‌ترین سفره هم هنوز از توان بسیاری از خانواده‌ها خارج نشده است؟ وقتی پاسخ این پرسش به «بله» نزدیک می‌شود، فقر دیگر فقط یک شاخص اقتصادی نیست؛ به بخشی از زندگی روزمره تبدیل شده است.


مطالب مرتبط



نظر تایید شده:0

نظر تایید نشده:0

نظر در صف:0

نظرات کاربران

نظرات کاربران برای این مطلب فعال نیست

آخرین عناوین