این ۲,۱۱۲ ساعت یعنی چه؟
یعنی اگر ساکن تهران باشی و هر روز میانگین ۴ ساعت آنلاین بودهای، ۵۲۸ ساعت از زندگی دیجیتال تو از دست رفته.
یعنی دانشجویی که برای پایاننامهاش به مقاله نیاز داشت، در واقع یک ترم بیاینترنت را تجربه کرد.
یعنی مادری که تنها راه ارتباطی با فرزندش در خارج از کشور پیامرسان بود، هر روز ۲۴ ساعت «در انتظار اتصال» را دید.
اما بیا همین حالا، همینجا، یک لحظه این عدد ۲,۱۱۲ را کنار سایر اعداد مشهور تاریخی بگذاریم. چون تنها وقتی میفهمیم چه گذشت که بدانیم دیگران در شرایط مشابه چند روز دوام آوردند.
رکوردهای جهانی؛ جایی که ایران ایستاد
در تاریخ اینترنت، قطعیهای بزرگ همواره همراه با جنگ، کودتا یا فاجعه طبیعی بودهاند. اما هیچکدام به پای ۸۸ روز ایران نرسید. نگاهی به مهمترین آنها:
· میانمار، پس از کودتای ۲۰۲۱: حدود ۲۰ روز قطعی متناوب در اعتراضات گسترده. مردم با سیمکارتهای تایلندی وصل میشدند.
· سوریه، در اوج جنگ داخلی (۲۰۱۲-۲۰۱۴): حداکثر ۱۰ روز قطعی کامل. اینترنت در آن سالها بهطور کامل از کار نمیافتاد، فقط کند یا محدود میشد.
· قزاقستان، اعتراضات ژانویه ۲۰۲۲: حدود ۵ روز قطعی کامل. دولت مدعی بود «تروریستها» کابلها را زدهاند.
· اوکراین، روزهای آغازین تهاجم روسیه (۲۰۲۲): چند روز اختلال شدید، اما هرگز قطع کامل و طولانی.
· بزرگترین رکورد قبلی قطعی مدیریتشده: متعلق به سوریه و میانمار با حدود ۳۰ روز (آن هم نه کامل و پشتسرهم).
حالا کنار این اعداد بایستید: ۸۸ روز.
یعنی ایران به تنهایی تقریباً سه برابر رکورد قبلی را جا به جا کرد.
یعنی ۲,۱۱۲ ساعت بیسیم، بیخبر، بیاتصال.
در دل این ساعتها؛ آرزوهایی که نمردند
عجیب است که آدمها در خاموشی هم راهی پیدا میکنند برای زنده ماندن.
در دل همان ۲,۱۱۲ ساعت:
· آرزوی کودکی برای تماس با مادربزرگش که در آن سوی اینترنت بود، نمرد.
· آرزوی معلمی برای آپلود فیلم آموزشی رایگان، نمرد.
· آرزوی کارمندی که تمام شغلش را در پیامرسان گم کرده بود، نمرد.
این خاموشی نتوانست آرزوها را بکشد. فقط درس داد که «بودن در شبکه» چقدر برای بعضی قدرتها ترسناک است.
روانهایی که از میان نرفتند
در نبود خطوط مجازی، انسانها به خطهای واقعی پناه بردند:
· گروههای همسایگی با پیامک و تماس صوتی، زنده ماندند.
· دانشجویان کتابهای چاپی را به اشتراک گذاشتند.
· روان جمعی که با شایعه و ناامیدی تهدید میشد، در قالب صبرِ جمعی از میان نرفت.
واقعیت این است: اینترنت میتواند قطع شود، اما روان آدمی که راهی برای زیستن پیدا میکند، نه.
زندگیهایی که لطمه دیدند
میلیونها دلار ضرر اقتصادی، هزاران کسبوکار بسته شده، بیمارانی که نوبت درمان آنلاینشان لغو شد، دانشآموزانی که از کلاس مجازی جا ماندند.
اما در همین زیستهای لطمهدیده، زندگیهایی بودند که به هر قیمتی ادامه یافتند.
این ۲,۱۱۲ ساعت به پایان رسید. اینترنت برگشته.
اما سوال این است: در کشوری که میتوان اینترنت را ۸۸ روز قطع کرد، کدام ساعت بعدی؟ کدام «اتصال» دوباره میشود اهرم فشار؟
تنها چیزی که در تمام این مدت زنده ماند، نه فیبر نوری بود و نه سرورهای داخلی.
چیزی زنده ماند به اسم «فهم جمعی»:
اینترنت مال ماست، و هر که فکر میکند قطع کردنش یک «ابزار مدیریت» است، باید بداند که هیچ ابزاری نمیتواند میلیونها نفس را همزمان خفه کند.
حالا که آنلاین هستی، شاید بهتر از هر وقت دیگری بدانی:
اتصال فقط یک «وضعیت فنی» نیست. اتصال، خود زندگیست.