یک سوی این ماجرا، وارن بافت ایستاده؛ مردی که سالها نماد احتیاط در بازارهای مالی بوده است. سوی دیگر، ماسایوشی سون قرار دارد؛ سرمایهگذاری که معتقد است جهان وارد بزرگترین جهش فناورانه چند دهه اخیر شده و هرکس در این مسیر عقب بماند، حذف خواهد شد.
ماجرا فقط اختلاف دو میلیاردر مشهور نیست. در واقع، این یک جدال بزرگتر درباره آینده اقتصاد جهان است؛ جدالی میان ترس و هیجان، میان صبر و ریسک، و میان کسانی که هنوز به اقتصاد سنتی باور دارند و کسانی که تصور میکنند هوش مصنوعی همهچیز را تغییر خواهد داد.
پیرمرد محتاط اوماها
شرکت Berkshire Hathaway که در فارسی معمولاً «برکشایر هاتاوی» خوانده میشود، این روزها نزدیک به ۴۰۰ میلیارد دلار نقدینگی نگه داشته است؛ رقمی که حتی برای بازارهای آمریکا هم عجیب به نظر میرسد. وارن بافت عملاً به بازار این پیام را میدهد که هنوز فرصتهای جذاب سرمایهگذاری را محدود میبیند و ترجیح میدهد پولش را نقد نگه دارد.
رفتار او برای بسیاری یادآور سالهای قبل از ترکیدن حباب شرکتهای اینترنتی در اواخر دهه ۹۰ میلادی است؛ زمانی که موج هیجان اینترنت همه بازار را فرا گرفته بود اما بافت حاضر نشد وارد آن تب شود.
حالا دوباره همان تصویر تکرار شده است. فقط این بار نام اینترنت عوض شده و همهچیز حول «هوش مصنوعی» میچرخد.
مردی که میترسد جا بماند
اما در طرف مقابل، ماسایوشی سون قرار دارد؛ بنیانگذار SoftBank یا همان «سافتبانک» که تقریباً آینده شرکتش را روی هوش مصنوعی شرط بسته است.
سافتبانک میلیاردها دلار روی شرکتهایی مانند OpenAI یا «اوپنایآی» سرمایهگذاری کرده و برای عقب نماندن از موج هوش مصنوعی، بدهیهای سنگینی گرفته است. سون معتقد است جهان در آستانه عصر «ابرهوش مصنوعی» قرار دارد؛ دورهای که ساختار اقتصاد، بازار کار و حتی شیوه زندگی انسانها را تغییر خواهد داد.
او بیشتر از آنکه نگران بدهی باشد، از «جا ماندن» میترسد.
ترسی که برای بسیاری از فعالان اقتصادی ایرانی هم آشناست؛ همان حسی که در دورههای مختلف بازار، از دلار و طلا گرفته تا رمزارز، بارها تکرار شده است.
دعوای امروز جهان چیست؟
در ظاهر، ماجرا فقط یک اختلاف سرمایهگذاری است. اما در لایه عمیقتر، جهان وارد مرحلهای شده که کشورها و شرکتها میترسند از موج بعدی اقتصاد عقب بمانند.
شرکتهای بزرگ فناوری در آمریکا میلیاردها دلار صرف ساخت مراکز داده و توسعه زیرساختهای هوش مصنوعی میکنند. رقابت شدیدی بر سر پردازندهها، انرژی، داده و جذب استعدادهای مرتبط با هوش مصنوعی شکل گرفته است. بازارها دوباره حالوهوایی شبیه تب فناوری در دهه ۹۰ پیدا کردهاند.
در چنین فضایی، حتی احتیاط وارن بافت هم به یک خبر مهم تبدیل شده است؛ چون بسیاری میپرسند آیا او دوباره حبابی تازه را زودتر از بقیه دیده یا این بار بیش از حد محتاط شده است.
و ایران کجای این داستان ایستاده؟
شاید مهمترین بخش این روایت همینجا باشد.
در حالی که در آمریکا و ژاپن دعوا بر سر سرعت ورود به عصر هوش مصنوعی است، بخشی از کسبوکارهای ایرانی هنوز با مسئله پایداری اینترنت، محدودیت دسترسی و اختلال ارتباطات درگیرند.
جهان درباره آینده اقتصاد مبتنی بر هوش مصنوعی حرف میزند، اما در ایران هنوز بخشی از انرژی کسبوکارها صرف نگرانی درباره وصل ماندن ارتباطات میشود.
این شکاف فقط یک تفاوت فناورانه نیست؛ بلکه فاصلهای در نوع مسئلههاست. آنسو، شرکتها نگران جا ماندن از آیندهاند و اینسو، بسیاری هنوز درگیر حفظ حداقل زیرساخت لازم برای حضور در اقتصاد دیجیتال هستند.
شاید به همین دلیل، جدال وارن بافت و ماسایوشی سون فقط داستان دو سرمایهگذار مشهور نباشد؛ بلکه تصویری باشد از جهانی که با سرعت به سمت اقتصاد مبتنی بر هوش مصنوعی حرکت میکند، در حالی که بعضی کشورها هنوز بر سر ابتداییترین زیرساختهای این مسیر اختلاف دارند.