خرید مواد غذایی این هفته نسبت به ماه قبل، ۲۲ درصد سهم بیشتری از سبد خرید مردم را به خود اختصاص داده. تن ماهی، ماکارونی، روغن و برنج؛ قفسههایی که تا پیش از این پر از مکملهای ویتامین و محصولات آرایشی بودند، حالا جای خود را به کالاهای فاسدنشدنی دادهاند.
این فقط یک تغییر سلیقه نیست.
وقتی مردم به جای قرصهای تقویتی، کنسرو میخرند؛ وقتی به جای خرید یک کرم جدید، روغن و برنج را چند برابر میزنند توی سبد، یعنی چیزی درونشان میگوید: «آماده باش.»
این رفتار، همان الگوی آشناست؛ همان غریزهای که پیش از یک سفر طولانی، یا یک روز برفی، یا حتی در آستانه روزهای سخت جنگ، آدمی را به سمت انبار کردن میبرد. سبد خرید، دیگر فقط فهرست نیازهای روزمره نیست؛ دارد روایت میکند از پیشبینی ما از فردایی که نمیشناسیمش.
انگار همه بیآنکه با هم حرف زده باشیم، داریم برای یک «چیز غیرعادی» خودمان را آماده میکنیم. شاید نگرانیم. شاید تجربهمان به ما یاد داده که گاهی انبار کردن یعنی کم نیاوردن.
این ۲۲ درصد، فقط عدد نیست. حجم اضطرابی است که بیصدا ریخته توی سبدهای خرید.