بانک مرکزی پیشنویس آییننامه اجرایی حذف چهار صفر از پول ملی را تصویب کرد. طبق اخبار منتشرشده امروز (۴ اسفند ۱۴۰۴)، هیئت عالی بانک مرکزی نسخه پیشنویس این آییننامه را تصویب کرده و حالا منتظر تأیید نهایی هیئت وزیران است. پس از تصویب دولت، اجرای طرح آغاز میشود. این آییننامه شامل الزاماتی مانند بازطراحی و آزمون سامانهها، نرمافزارها و سختافزارهای بانکی، برگزاری دورههای آموزشی، اجرای برچسبگذاری دوگانه قیمتها و موارد مشابه است. زمان آغاز دوره گذار – که در آن هر دو واحد پولی قدیمی و جدید همزمان در گردش خواهند بود – حداقل چهار ماه قبل به صورت عمومی اطلاعرسانی میشود.
اما این گام، هرچند رسمی و مهم، بیشتر به تغییر ظاهری نظام پولی شبیه است تا درمان ریشهای مشکلات اقتصادی. تصور کن بیمار در بستر بیماری سختی افتاده که ریشهاش در ساختارهای عمیق بدنش است؛ تومورهایی که مدام رشد میکنند، قلب که از فشار خسته شده و نمیتواند خون را به خوبی پمپ کند، ریههایی پر از التهاب و کلیههایی که دیگر کارایی ندارند. وضعیت چنان وخیم است که هر لحظه ممکن است تعادل بدن از دست برود.
در این شرایط، به جای آنکه پزشکان ابتدا بروند سراغ درمان اصلی – شیمیدرمانی برای کوچک کردن تومورها، داروهای قوی برای عفونت، تنظیم دقیق فشار خون و مایعات، یا حتی دیالیز فوری – تصمیم میگیرند اول ظاهر بیمار را تغییر دهند. صورتش را آرایش کنند، موهایش را مرتب و رنگ کنند، ناخنهایش را لاک بزنند و عطر خوشبویی روی او بپاشند. بعد با اطمینان به اطرافیان میگویند: ببینید، حالا بیمار چقدر مرتبتر و سرحالتر به نظر میرسد؛ اعداد فشار خونش دیگر چهاررقمی نیست، سهرقمی شده، حتماً حالش رو به بهبود است.
اما واقعیت این است که آرایش و عطر هیچ تغییری در عمق بیماری ایجاد نمیکند. تومورها همچنان بزرگ میشوند، قلب نامنظم میزند، ریهها پر از مایع میمانند و کلیهها فیلتر نمیکنند. بعد از مدتی، ورم صورت برمیگردد، رنگپریدگی شدیدتر میشود و اعداد دوباره بزرگ و نگرانکننده خواهند شد، چون علت اصلی درمان نشده باقی مانده.
حذف چهار صفر از پول ملی در شرایط فعلی اقتصاد ایران – جایی که تورم مزمن همچنان سالانه بالای سیتا چهل درصد نوسان دارد، رشد نقدینگی کنترل نشده، کسری بودجه ساختاری ادامه دارد، ناترازی بانکها و صندوقهای بازنشستگی عمیق است و تولید واقعی و بهرهوری افزایش چشمگیری نداشته – دقیقاً شبیه همین عمل آرایشی است. اعداد کوچکتر میشوند، مثلاً پنجاه میلیون ریال به پنج هزار ریال جدید تبدیل میشود و محاسبات روزمره کمی آسانتر به نظر میرسد. مردم لحظهای احساس میکنند ارزش پولشان ظاهراً بیشتر شده، اما تورم زیربنایی که از چاپ پول برای جبران کسری، ناترازی ترازنامه بانکها و انتظارات تورمی مداوم ناشی میشود، همچنان فعال است.
اگر هیچ برنامه روشن و قابلاجرایی برای مهار پایدار رشد پایه پولی، اصلاح واقعی کسری بودجه بدون تکیه بیشتر به استقراض از بانک مرکزی، جراحی ناترازیهای بانکی و صندوقها، و افزایش واقعی تولید و بهرهوری وجود نداشته باشد – و تاکنون چنین برنامهای به صورت شفاف و عملیاتی اعلام نشده – این تغییر واحد پولی فقط یک اصلاح ظاهری پرهزینه میشود. هزینه چاپ اسکناس و سکه جدید، بهروزرسانی همه سیستمهای بانکی، نرمافزارها، دستگاههای کارتخوان، آموزشها و دوره گذار طولانی، همه هدر میرود. بعد از چهار تا هفت سال، اگر تورم ادامه پیدا کند، صفرها دوباره برمیگردند – شاید نه چهار تا، اما حداقل دو یا سه تا – و اعتماد عمومی یک بار دیگر ضربه میخورد.
در چنین موقعیتی، تمرکز روی تغییر ظاهر پول ملی مثل آرایش کردن چهره بیماری است که هنوز در حال مرگ تدریجی است؛ نه تنها کمکی به درمان نمیکند، بلکه ممکن است حواسها را از جراحیهای واقعی و دردناک پرت کند که باید هرچه زودتر انجام شوند.