بانک مرکزی اعلام کرده است که نرخ تورم سالانه کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران، منتهی به پایان دیماه، به ۴۴.۲ درصد رسیده است. عددی که در نگاه اول صرفاً یک شاخص آماری به نظر میرسد، اما در عمل، خلاصهای فشرده از فشاری است که طی یک سال گذشته بر هزینههای زندگی خانوارهای شهری وارد شده است.
خبر چیست؟بر اساس گزارش رسمی بانک مرکزی، تورم سالانه—یعنی متوسط افزایش سطح عمومی قیمتها در یک سال گذشته—در پایان دیماه در سطح ۴۴.۲ درصد قرار گرفته است. این شاخص، برخلاف تورم نقطهبهنقطه که به نوسانات کوتاهمدت حساس است، بیشتر بازتابدهنده روندهای انباشته و پایدار در اقتصاد است.
به همین دلیل، باقی ماندن این عدد در محدوده بالای ۴۰ درصد، نشانهای از ماندگاری تورم در سطحی بالاست که دیگر نمیتوان آن را مقطعی یا گذرا تلقی کرد.در کنار تورم سالانه، دادهها نشان میدهد تورم نقطهبهنقطه در دیماه به حدود ۶۰ درصد رسیده است؛ به این معنا که هزینه خرید یک سبد مشخص از کالاها و خدمات، نسبت به دیماه سال قبل، بهطور متوسط نزدیک به ۶۰ درصد افزایش یافته است.
این فاصله میان تورم سالانه و نقطهبهنقطه، بیانگر شدت فشار قیمتی در ماههای اخیر است.پشتِ عدد؛ ۴۴.۲ درصد یعنی چه؟تورم ۴۴.۲ درصدی به زبان ساده یعنی خانوار شهری برای حفظ سطح مصرف سال گذشته، باید به طور متوسط نزدیک به یکونیم برابر هزینه کند. اما این «متوسط»، تجربه واقعی همه خانوارها نیست. ترکیب سبد مصرف، نقش تعیینکنندهای در شدت احساس تورم دارد. دادههای تورمی نشان میدهد
گروههایی مانند خوراکیها، کالاهای اساسی و برخی خدمات ضروری، رشد قیمتی بالاتری نسبت به میانگین داشتهاند؛ اقلامی که سهم بیشتری در هزینه دهکهای متوسط و پایین دارند. به همین دلیل، تجربه زیسته تورم برای بخش بزرگی از جامعه، معمولاً بالاتر از عدد رسمی تورم سالانه است.تورم ماهانه؛ فشار از جنس حالعلاوه بر این، تورم ماهانه دیماه حدود ۷.۹ درصد ثبت شده است؛ عددی که نشان میدهد افزایش قیمتها فقط پدیدهای انباشته از گذشته نیست، بلکه در مقیاس کوتاهمدت نیز شتاب قابل توجهی داشته است.
تورم ماهانه بالا، مستقیماً بر تصمیمهای روزمره اثر میگذارد: خریدهای غیرضروری به تعویق میافتد، الگوی مصرف تغییر میکند و فشار نقدینگی خانوارها تشدید میشود. در چنین شرایطی، حتی اگر تورم سالانه در ماههای بعد ثابت بماند یا اندکی کاهش یابد، سطح قیمتها همچنان بالاست و اثر آن بر معیشت، بهسرعت از بین نمیرود.نابرابری در تجربه تورمبررسی جزئیات آماری نشان میدهد فاصله تورمی میان دهکهای هزینهای نیز افزایش یافته است. به بیان دیگر، تورم برای همه به یک اندازه رخ نداده و اختلاف تجربه قیمتی میان دهکهای پایین و بالا بیشتر شده است. این شکاف تورمی، یکی از دلایل اصلی احساس نابرابری در فشار اقتصادی است؛ جایی که افزایش قیمتها برای برخی خانوارها، سریعتر و سنگینتر از دیگران اتفاق میافتد.چرا این عدد مهم است؟اهمیت ۴۴.۲ درصد، فقط در بزرگی آن خلاصه نمیشود، بلکه در تداوم آن است. تورم بالا وقتی برای چند سال پیاپی تکرار میشود، به یک متغیر ساختاری تبدیل میشود؛ متغیری که قدرت خرید را بهصورت مزمن فرسایش میدهد،افق برنامهریزی خانوار و بنگاه را کوتاه میکند و انتظارات تورمی را در سطحی بالا تثبیت میکند.
در چنین فضایی، رفتار اقتصادی به تدریج تغییر میکند؛ پسانداز ریالی جذابیت خود را از دست میدهد، تصمیمها کوتاه مدت میشوند و «حفظ ارزش» به یکی از محورهای اصلی انتخابهای مالی تبدیل میشود.۴۴.۲ درصد فقط یک عدد در گزارش بانک مرکزی نیست؛ این عدد، روایتی فشرده از اقتصادی است که تورم بالا در آن به یک واقعیت پایدار تبدیل شده است. تا زمانی که این شاخص بهطور معنادار و پایدار به سطوح پایینتر—بهویژه زیر محدوده ۳۰ درصد—بازنگردد، تورم برای خانوارها نه یک شوک مقطعی، بلکه بخشی از زندگی روزمره باقی خواهد ماند.